كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
690
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
قالُوا لَنْ نُؤْثِرَكَ گفتند ما ترا برنگزينيم و اختيار نكنيم عَلى ما جاءَنا بر آن چيزى كه آمد بما مِنَ الْبَيِّناتِ از معجزات واضحات و گويند در حين سجده بهشت و نعيم آن بديشان نموده بودند پس گفتند ما نعمت ترا نمىگزينيم بر آنچه ديديم از نشانهاى روشن و سوگند مىخوريم وَ الَّذِي فَطَرَنا به خدائى كه ما را آفريد فَاقْضِ پس بكن ما أَنْتَ قاضٍ هرچه هستىكننده آن يعنى هر چه خواهى با ما بكن كه ما پرواى آن نداريم إِنَّما تَقْضِي جزين نيست كه تو حكم كنى هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا درين زندگانى دنيا يعنى حكم تو درين جهان كه ما هستيم بيش جارى نيست هر چه خواهى مىكنى در آخرت كه بهتر و پايندهتر است تو معزول و مخذول از حكم خواهى بود و بهم خود مشغول بيت امروز بجور هر چه خواهى بكنى * فردا به تو نيز هر چه خواهند كنند إِنَّا آمَنَّا به درستى كه ما گرويديم بِرَبِّنا به پروردگار ما لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا تا بيامرزد ما را گناهان ما را از كفر و معاصى وَ ما أَكْرَهْتَنا و بيامرزد آنچه اكراه كردى ما را عَلَيْهِ بر آن چيز مِنَ السِّحْرِ از سحر آموختن آوردهاند كه فرعون مردم را بر آموختن سحر اكراه مىكرد يا خواندن او ايشان را اكراه بود چه مجرد حكم سلطان اكراه است و ايشان از خداى مغفرت آن اكراه طلبيدند زيرا كه در جميع اديان به اكراه مؤاخذه بوده است و اين مؤاخذه از امت حضرت رسالتپناه عليه الصلاة و السلام برداشته شده وَ اللَّهُ خَيْرٌ و خداى بهترست از روى پاداش وَ أَبْقى و پايندهتر از جهت ثواب تو ما را بر كفر مزد مىدهى كه انقطاع بدان راه دارد و خداى بر ايمان اجرى عطا مىكند كه گرد زوال گرد آن نگردد إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ به درستى كه هر كس آيد رَبَّهُ به نزديك پروردگار خود مُجْرِماً مشرك يعنى بر كفر بميرد فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ پس به درستى كه مر او را است دوزخ لا يَمُوتُ فِيها نميرد در ان تا از عذاب برهد وَ لا يَحْيى و نه زنده باشد به زندگانى كه خوش گذراند - وَ مَنْ يَأْتِهِ و هر كه بيايد بوى مُؤْمِناً در حالتى كه مؤمن باشد قَدْ عَمِلَ الصَّالِحاتِ بتحقيق كرده باشد كارهاى شايسته فَأُولئِكَ پس آن گروه مؤمنان و نيكوكاران لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلى مر ايشان راست درجههاى بلند كه آن درجها جَنَّاتُ عَدْنٍ بوستانهاى اقامت است تَجْرِي مىرود پيوسته مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ از زير اشجار يا منازل آن جويها خالِدِينَ در حالتى كه آن گروه جاويدان باشند فِيها در ان بوستان وَ ذلِكَ و اين ثواب جَزاءُ مَنْ تَزَكَّى پاداش آنكس است كه پاك باشد از ادناس كفر و ارجاس عصيان يا متطهر بود بطاعات و اعمال خير تا اينجا كلام سحره است و چون قصّه ايشان به شرحى لائق در سوره اعراف گذشته بود اينجا بطريق ايجاز دو سه كلمه آورده بر مضمون آيات اقتصار نموده شد .